حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2498

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

نشدند ، چنين كنند و بالاخره وروس مجبور گرديد داخل جنگ شود ، ولى خودش بجنگ نرفت ، بل در شهر انطاكيّه ، كه شهر زندگانى اشخاص عشرت پرست و مقرّ دوستان تفريحات گوناگون بود ، مانده سرداران خود را فرستاد ، تا پارتيها را از سوريّه و ارمنستان بيرون كنند ( ديوكاسّيوس ، كتاب 61 ، بند 2 ) . آويديوس كاسّيوس ، كه ميبايست لژيونهاى سوريّه را بجنگ ببرد ، كارش بسيار مشكل بود ، زيرا از جهت صلح متمادى با پارتيها اين سپاهيان از نظم و اطاعت نظامى خارج شده بزندگانى ملايم خو كرده بودند و كاسّيوس ميبايست آنها را باطاعت برگرداند ، باوجود اين با سختىهائى ، كه كمتر نظير دارد ، او به اين مقصود نائل شد و حمله بلاش را در ولايتى ، كه به او سپرده بودند ، دفع كرد ( ديوكاسّيوس ، همانجا ) . بعد جنگ تعرّضى را پيش‌گرفته در نزديكى شهر اوروپوس « 1 » در 163 م . بلاش را شكست داد و پارتيها به اين طرف فرات عقب نشستند . از طرف ديگر ستاثيوس‌پريس‌كوس بارمنستان داخل شده بىمانع تا پايتخت آن پيش رفت و آن را گرفته ، چنان كه گويند ، خراب كرد ( بند 9 ) . اين سردار رومى در اينوقت در ارمنستان شهرى بساخت و ساخلوى نيرومند از روميها در آن گذارد . بعد بهره‌مندى خود را بروم اطّلاع داد و روميها توثيدىدس « 2 » نامى را مأمور كردند ، سواموس « 3 » تحت الحمايه روم را در ارمنستان ، كه بلاش از آنجا رانده بود ، دوباره بر تخت آن مملكت بنشاند . او با تقويت مارثيوس - وروس بر مخالفت ارامنه فائق آمده مأموريت خود را انجام داد و ارمنستان از نو بروم برگشت . با اين كارها ، روم ايالتى را ، كه گم كرده بود ، در مدّت دو سال برگردانيد و پارتيها دريافتند ، كه دولت روم هنوز قوى است و ميتواند ، مقام خود را در مشرق حفظ كند . در اينوقت روميها ديگر باعثى براى جنگ نداشتند ، ولى سرداران رومى ، كه در تحت اداره شخصى سست و معتاد بزندگانى ملايم ، مانند لوثيوس‌وروس ،

--> ( 1 ) - Europus . ( 2 ) - Thucidides . ( 3 ) - Soaemus .